آیدا و مکاشفات جنگل

اطلاع رسانی

خب برای دوستانی که در نظرات خصوصی پیگیر بودن

اول از همه ممنونم برای تبریکات

نتیجه مسابقات اعلام شد و همه تیم ها برنده شناخته شدن!!

این همه هم ما حنجره پاره کردیم که  go yellow go اصلا  هیچ که هیچ!

جالبه که اصلا هم براش با اهمیت نبود تیمش رو برنده کنه با کمال خونسردی حرکت میکرد بازیها رو انجام میداد !

همراه بچه های کیندرگاردن یکی از بچه های بزرگتر بودن که اصطلاحا بهشون میگفتن buddy اون دختره هم طفلی خودشو کشت که آیدا رو همراهی کنه زود بهش یاد بده چیکار باید کنه بره جلو ...

من هم فریاد زنان تشویقش میکردم که به خاطر همون فریادها و سرما و بارونی که بود گلو دردی شدیم گلودرد شدنی!!

این از نتایج بازی

بازیDS هم پیدا شد !

بازهم آیدا کاملا خونسرد یک کم بازی کرد باهاش بعدش گذاشت کنار!

کار جدید:

طراحی داخلی و خارجی منزل!

امروز آپارتمان کشیده با پنجره های دایره ای و پرده های آویخته ! طرح داده که پنجره ها دایره باشه یا اگر هم مستطیل هست بالاش هلال داشته باشه !

خانه های ویلایی با دودکش و رنگ های قرمز قهوه ای آجری برای بیرون و رنگ های خیلی کمرنگ سبز و آبی داخلی برای اتاق ها....

روبینا

 

تولد یکی کودک شکفتن غنچه گلی را ماند.

عمه شدم!

 

آیدا و بازیDS

بازی DS آیدا گم شده بود.

یعنی یادش نمیاد که آخرین بار کجا دیدتش یادش نمیاد کجا گذاشته یادش نمیاد چی کار میکرده

چند روز پیش ازش خواستم اتاقش رو خوب بگرده ببینه تو کمدی کشویی زیر تخت جایی شاید باشه

رفت و انگار کنید شما از یک  تا ده شمرده باشید اومد بیرون که" من همه های ! جاها رو گشتم نیست که نیست ..."

گفتم تو اون جعبه سبزه جعبه زرده باز رفته و اومده نه نبود !

طبقه های کمدت تو کشو ها !! رفته اومده که نیست ...

توجه دارین که دور اول اصلا اینجاها رو نگاه هم نکرده بودند.

بعد بهش میگم که من اگر بازیت رو پیدا کنم یک هفته بهت نمیدمش که حواست رو جمع کنی وسایلت رو مواظب باشی ولی اگر خودت پیداش کردی دیگه نوش جانت...

یک کم گذشته بدون اینکه اصلا از نبود وسیله ای که اینهمه براش خودشو کشت که بگیریم ناراحت باشه خیلی خونسرد اومده که مامان گفتی بعد از یک هفته میدی بهم دیگه نه !!!

داشت بخار از تو گوشم در میامد که یعنی من باید برم بگردم پیداش کنم یعنی حاضری یک هفته نداشته باشیش ولی زحمت گشتن رو به خودت هموار نکنی ! یعنی آخرش هم افتاد گردن من...

تو ذهنم نقشه داشتم که بگردم پیداش کنم بعد که دیدم داره تلاشش رو میکنه بگذارم یک جای دم دست که یعنی خودت پیداش کردی اینو که گفت دیگه به کل پشیمون شدم گفتم حقا که یک هفته تحریم بد معامله ای نیست.

 

 

آیدا و تیم زرد !

فردا صبح روز ورزش است در کل مدرسه

تیم بندی کردن و آیدا در گروه زرد افتاده ! اولش که خیلی دمغ بود که من favorite color م این نیست و من دوست داشتم سبز باشم یا آبی !!

توجه داشته باشید که تا همین چند وقت پیش آبی رنگ پسرها بود اصلا دوست نداشت الان ولی دیگه بهترین رنگی که دوست داره أبی فیروزه ای یا به قول خودش ترکوآیز هست...

کلی باهاش صحبت کردم که زرد هم خیلی رنگ قشنگیه اصلا رنگ مورد علاقه مامان اقدس همین زرده من که اندازه تو بودم خونه ما همه چی زرد بود کاشی ها سرویس حمام دستشویی حتی گاز و یخچال زرد لیمویی بود خیلی هم دوست داشتیم ! - کلا تو فاز خاطرات که میریم آروم میشه خوشش میاد-

بعد دیدم بد جور حالش گرفته است از این تیم زرد... گفتم ببین به نظرت طلا چه رنگیه گفت گلدن دیگه !

گفتم خب گلد هم یک جور زرده ! سان چه رنگیه؟ گفت زرد گفتم آفرین ! ببین زرد رنگ چه چیزهای خوبیه ...

امروز هم یک مسابقات مقدماتی داشتن که گروه زرد با اختلاف ۱۵ امتیاز از بقیه تیم ها جلو زده یعنی اینا شدن ۶۵ بقیه شدن ۵۰ ! بعدش گفت خوب شد سبز نشدم اونا همش  loser بودن...

تیم زرد از همه تیم ها جلو افتاده آیدا هم گفته ما رنگ مدال طلا هستیم ! ما می بریم ما می بریم ! بچه ام دست به شعار سازیش هم خوبه.....

حالا توکل به خدا که این تیم زرد از منفوریت به محبوبیت برسه !

آمین یادتون نره !

آیدا و زبان مونا

 

مامان مامان بیا نگاه کن

من( سراسیمه): چیه ؟

ببین تو دهنشو !

من (باز سراسیمه): چی تو دهنش گذاشت؟!

 هیچی ! نگاه کن ببین ! زبون داره !


من (با خیال راحت) : زبون داره خب !

پس چرا میگین زبون نداره حرف نمیتونه بزنه  ....

 

 

آیدا و افتادن اولین دندان شیری

 

آخرین روزهای این دندان شیری

این هفته مصادف با اتفاقات دندانی زیادی بود آیدا دندان شیری را از دست داد و مونا دو تا دندان شیری درآورد و حسابی خوش موقع بود چون آیدا خیلی خوب میتوانست حس بگیره که پروسه دندان درآوردن و دندان افتادن به چه صورت است؟

وقتی داشت نان بزرگی رو گاز میزد یهو اومد که مامان این چیه تو نون؟نگاه کردم دیدم یک جسم سفید سفت ! خوب که نگاهش کردم گفتم مامان جون دندونت هست که افتاده! انقدر ذوق زده شد رفت جعبه آورد کلی هم نقاشی کشید برای فرشته دندون یا همون tooth fairy نامه نوشت گذاشت زیر بالش که بیاد و ببینه دندونش افتاده بعدش هم جعبه محتوی دندان رو گذاشت تو کیفش ببره مدرسه نشون دوستانش بده!

دم در مدرسه همه مامان ها که بچه هاشون رو آورده بودن به کیندرگاردن خبر دار شدند که دندان آیدا افتاده و  بهش تبریک گفتن ! وسط این ماجرا ها خیلی بی مقدمه به دوستش میگه ببین جاش خالیه میتونم سوت بزنم من اینجوری بودم

بحث دندان داغ شد و مامان ها تصمیم گرفتن که چون تعداد بچه هایی که دندانشان افتاده دیگه زیاد شده و این به زودی سراغ همه خونه ها میره سر یک رقمی به توافق برسن و برای خانوم فرشته دندون نرخ تعیین کنند که همگی یکسان و هماهنگ باشیم

رقم اعلام شده دو دلار بود که آیدا صبح روز بعد زیر بالشش پیدا کرد.

اینم جناب مستدام دندان شیری شماره یک !!

 

آیدا و فیلم سه بعدی

 

 امروز رفتیم با آیدا فیلم سه بعدی شرک 3 رو دیدیم.

خیلی هم خوشش اومده بود انقدر که وقتی بعدش میخواستیم عینکش رو بندازیم تو جعبه ای که بیرون از سالن سینما بود گفت من میخوام عینک 3D رو نگه دارم...

اولش که شروع شد هی دستشو دراز میکرد چیزهایی که از صفحه به نظرش اومده بود بیرون رو بگیره .

 

فکر میکنم باید در تاریخ اولین ها ثبت کنم برای فیلم سه بعدی!

یادم نمیاد قبلا فیلم سه بعدی دیده باشه

 

آیدا و نکات کنکوری

 

امروز به آیدا نکته کنکوری یاد دادم کلی خوشش اومد.

داشتیم باهم فرانسه تمرین میکردیم سوال اومده بود :

je suis occupe

جواب ها هم بود :

I don't like

I'm busy

don't worry

pleased to meet you

I don't feel well

 فهمیدم که آیدا یکی از کلمه ها رو بلد نیست داشت شانسی تست رو میزد ! شانسش هم خوبه دو سه تا تست قبلی رو شانسی زد درست از آب دراومد دیگه خوشش اومده بود .

گفتم ببین دخترم ! من میدونم معنی occupe  رو نمیدونی ولی je suis رو که بلدی ... یعنی  I am حالا ببین کدوم یکی از جواب ها با I am شروع میشه ...

چشماش برق خوشحالی زد گفت آره ها !

پس occupe یعنی busy