شاملو چنین میگوید: برچهرهی زندگانی من که بر آن هر شیار از اندوهی جانکاه حکایتی میکند، آیدا لبخند آمرزشیست نخست دیرزمانی در او نگریستم چندان که چون نظر از وی بازگرفتم در پیرامون من همه چیزی به هیأت او در آمده بود. آنگاه دانستم که مرا دیگر از او گریز نیست...