آیدا و و روز ولنتاین

امسال طبق روال هر سال با نزدیک شدن به روزهای ولنتاین و عشق و دوستی حال و هوای شهر قلب قلبی و قرمز و صورتی شده . 

با دریافت کردن لیست اسامی دانش‌آموزان کلاس آیدا دریافتیم که بله وقتش رسیده که به تعداد بچه‌های کلاس شکلات و شیرینی و کارت بخریم :) لیست فوق الذکر شامل اسامی بچه‌ها چند تا دختر چند تا پسر  بعد چون کلاس آیدا ترکیبی از کلاس دومی‌ها و کلاس سومی‌ها هست این هم در لیست مشخص شده بود.

برای همین روز موعود ما کارت‌های آماده شده که پشتش اسم دوستان نوشته شده بود رو به همراه با دوتا آبنبات چوبی برای دوستان چسب زدیم و بردیم مدرسه و بچه‌ها کلا خیلی خوشحال بودند و از خوردن آبنبات‌های رنگی رنگی هم لذت بردند.

 

آیدا و دفترچه یادداشت شخصی

آیدا یک دفترچه کوچک یادداشت داره که تقریبا همه چیز توی اون نوشته می‌شه اعم از وسایلی که برای سفر لازم داره یا اگر قرار باشه تولدی بره و روزش رو برای خودش علامت می‌گذاره تا پسوردهای زندگیش !

ماجرای پسوردها هم از این قرار است که در مدرسه  و با دوستان سایت‌های بازی رو معرفی می‌کنند و در عرض چند روز این موضوع به پرهیجان‌ترین موضوع مورد بحث تو کلاس تبدیل می‌شه آیدا هم اجازه داره با کامپیوتر به ساعتهای مشخص شده وارد سایت بشه و بازی‌ کنه ! اینه که من هر از گاهی 4 تا ایمیل می‌گیرم که بله دخترتون وارد این سایت شده و شما با مشخص کردن محدوده فعالیتش اجازه بهش می‌دین بازی کنه؟ چند تا هم باکس داره باید علامت بزنیم که اجازه می‌دهم دخترم مثلا فقط بازی کند؟ یا چت محدود با کاربران مجاز است؟ یا چت فقط با شخصیت‌های سایت مجاز است؟ یا برای موارد مختلف باید جلوی باکس ها علامت بزنیم بدین صورت آیدا برای هر بار رجیستر کردن یک‌بار ایمیل بنده رو باید وارد کنن که حفظ کرده و سریع وارد می‌کند بنده هم باید در اسرع وقت بپرم تایید کنم که بازی شروع بشه !

در هنگام رجیستر کردن هم رمز عبور توی همین دفترچه یادداشت فوق الذکر یادداشت می‌شود . از اونجایی که بازی به مراحل حساس و هیجانی کشیده می‌شود یکبار از من خواست که توی دفترش براش کد یک بازی رو پیدا کنم چون زمان رو به اتمام بود و باید کد جدید رو وارد می‌کرد بنده هم خب از اول دفتر شروع کردم که دیدم اوه اوه روی جلد داخلی آن نوشته شده Caution read no further   با از اون علامت ها روی جعبه برق فشار قوی ! بعد هم کلی استخون و اسکلت علامت خطر و در نهایت هم با اجازه شما یک سنگ قبر کشیده بودند داخلش هم بدین مضمون که The last person who kept reading اینم نشونه‌ای از آخرین نفری که هشدارها رو جدی نگرفته و به خواندن ادامه داده ...

این شده که دو دستی دفتر رو تقدیمشون کردم گفتم مادر جان من خیلی ترسیدم بیا خودت پیدا کن !!

آیدا و افتادن دندانی دیگر

این هم از آخرین تغییرات آیدا جان

دندون جدید افتاده :) با توجه به تعداد سیب‌هایی که در طول روز آیدا نوش جان می‌کند( حدود 3 تا 4 عدد در روز)

خیلی هم عجیب نبود که در حین سیب خوردن دندونش بیفته :)


جدیدا هم دوباره به ساعت بستن رو آورده و عاشق این ساعت یونیسف هم هست :)