آیدا و کلمات

وقتی برای کلمات انگلیسی معانی مختلفی در فارسی استفاده می‌شود آیدا دچار تردید می‌شود

مثلا این‌که چرا آب ریخته می‌شود و چرا ریزیده شدن درست نیست ؟ مگر آب بریز نمی‌گویی..

چرا غذا پخته می‌شود ولی درحین عمل درست شدن غذا به من می‌گویی غذا دارد می‌پزد...

و اینکه یک روز به من گفت مونا دوست داره با بعضی از عروسک‌های من بازی کند که موهای تاریک دارند .

گفتم این تاریک رو معادل کدوم کلمه به کار بردی اگر قرار بود انگلیسی بگی چی می‌گفتی؟ گفت دارک!

گفتم ما برای مو از کلمه تیره استفاده می‌کنیم !

آیدا سوال کرد چرا وقتی هوا دارک می‌شود می‌گویی هوا تاریک شد؟

گفتم خب برای هوا از کلمه تاریک استفاده می‌کنیم

بعد از چند دقیقه برگشت و سوال کرد به دارک چاکلت چی باید گفت پس؟

گفتم شکلات تلخ !!


آیدا و طراحی لباس


معلمین مدارس در ونکوور از اول هفته وارد اعتصاب شدند !


مشکلاتشون با دولت بالا گرفته و دست از کار کشیدند و مدارس تعطیل شد.تا بدست آوردن مطالباتشون هم حق دارند

 هفته اول به مدت 4 روز و هفته‌های بعد یک روز در هفته مدرسه رو تعطیل کنند.

البته فکر نکنید  کادر مدرسه رفتند خونه گرفتند خوابیدند !  نه خیر ! عین ساعت اداری جلوی مدرسه پلاکارد به دست

 وایسادن تا حقشون رو بگیرند برای ماشین‌ها دست تکون می‌دهند که جلب توجه عمومی کنند ...

آیدا بعد از تعطیلات آخر هفته از اینکه  4 روز دیگر هم تعطیل است ذوق و شوق داشت چون کاملا برنامه گذاشته بود که یک

 روزش دنبال عروسک وبکینز که کف پاش علامت دابلیو طلایی داره بریم و این خودش یک پروسه طولانی از گشتن و این

 مغازه به اون مغازه رفتن بود فرداش دوستش قرار بود بیاد خونه ما و ببرمشون سینما و کلی برنامه‌های مفرح از صبح انقدر

 ذوق داشت نمی‌دونست چیکار کنه هی بازی کرد نقاشی کتاب خوندن دویست دست لباس عوض کردن لاک زد هشت

 جفت گوشواره امتحان کرد بیست مدل مو برای خودش درست کرد و دست آخر هم رفت توی کار طراحی لباس یک چند تا

 نمونه کار اجرا کرد که خودش از این بیشتر از همه خوشش اومده

سوالی هم دست آخر مطرح کردند که مامان آیا می‌شود که یک نفر هم دکتر بشه هم فشِن دیزاینِر !؟


دوست خوبم خانوم دکتر هدی عزیز پاسخ بچه هفت ساله را دادند گفتند دختر جان دکتری رو ول کن بچسب به همین فشن دیزاینری...

آیدا و کیف ناهار

بعضی روزهای هفته برای آیدا یک کاغذ یادداشت کوچک داخل کیف ناهارش می‌گذاشتم

با متن و موضوع متفاوت نظیر روز آفتابی قشنگی داشته باشی یا امیدوارم از ناهارت لذت ببری :)

دختر خوشگل دوست داشتنی من هستی ؛ بارون رو دوست دارم به خاطر تصویر چتر دست گرفتن تو :)

سر صبح موتور ذهنم روشن می‌شد که جملات کوتاه غیر تکراری بنویسم براش ...

چند وقت هست که برای میان وعده این رایس کریسپی‌ها رو پیدا کردم که می‌شه با ماژیک روی بسته بندیش پیام نوشت.

کلی ذوق داره که تا ساعت تفریحشون صبر کنه ببینه چی براش نوشتم !
دیروز  اومدم کاپشن مدرسه‌ش رو بشورم دیدم تو جیباش دو سه تا از این کاغذهای دور رایس کریسپی هست گفتم مادر جان سطل آشغال نداره مدرسه‌تون؟

گفت : آخه دوست داشتم نگه‌دارم :)