این‌روزها آیدا در تکاپوی برگزاری مراسم تولدانه است و طبق معمول هرسال از سال پیش سخت‌تر!

بزرگترین علاقه دخترم "کیک تولد" می‌باشد که اگر حتی لب به آن نزند ولی باید قیافه مقبولی داشته باشد، یادم هست یک‌بار که در ایران جشن تولد گرفتیم کیک تولدش دامن باربی بود و انقدر بی‌قرار این موضوع بود که دست‌آخر چطور از آب درمی‌آید که بارها با بابا محمود چک کرد که آیا باربی را به قنادی داده یا نه؟! شب هم کاری به مهمانی نداشت فقط منتظر کیک بود که از در بیاد تو! و من هم مثل خودش نگران کرده بود تا اینکه سحرجون منو کشید کنار گفت انقدر دلهره نداشته باش همه قنادی‌های اینجا به اندازه موهای سرشون کیک باربی درست کردند از کیک معمولی براشون راحت‌تره و بهتر درمیاد؛ حسابی خیالم رو راحت کرد.

به هرحال کیک امسال به فرموده آیدا خانوم باید phineas and ferb باشه ( نگفتمتون هر سال سخت‌تر از پارسال)

حالا من الان دربه‌در دارم دنبال قنادی می‌گردم که همچین چیزی درست کنه! برای مهمونی هم تصمیم گرفته دوستانش رو ببره سینما فیلم diary of wimpy kids ببینن که اینم خودش داستانیه، سینما رزرو کردن کاری نداره ولی اینکه آیا اون فیلم مشخص اون روز مشخص نمایش داده می‌شه یا نه؟ معلوم نیست .

برنامه هفتگی سینما هر پنج‌شنبه ریخته می‌شه و بسته به فروشٍ سانس‌های مختلفی رو در بر می‌گیره این‌که اون روز مشخص، اون فیلم مشخص باشه یا نباشه خدا داند.  یک‌چیز خیلی خوبی که سینما داره اینه که اجازه نداری هیچی با خودت ببری توی پارتی روم ! همه‌چیز با خودشونه حتی قاشق چنگال پیش‌دستی نوشیدنی، غذا، دستمال؛ حتی رومیزی با خودشونه فقط و فقط باید کیک و تشریف رو ببری اونجا!

با ما باشید اندر احوالات تولدانه...