یکی از کارهایی که این تابستون آیدا انجام داد این بود که یک سالن زیبایی برای خانوم باربی‌ها در گوشه اتاقش راه انداخت و موهاشون رو درست می‌کرد بعد ازشون فیلم می‌گرفت بعد بهم گفت که با عسل‌جون این بازی رو انجام می‌داده و خیلی بهشون خوش می‌گذشته الان توی دوربینش که برای تولد هفت سالگیش گرفتیم کلی فیلم و عکس از باربی‌ها هست من فکر می‌کردم که از زندگی فیلم بگیره عکس بگیره از روزهای هفت‌سالگی ولی خب این هم یک‌جور استفاده از ابزار است .

به هرحال که این سالن آرایش و زیبایی چیزی کم نداشت جز یک بخش ماسک صورت که اون هم تهیه شد و آزمایشگاه شیمی راه انداخته بود آیدا ماست رو پیمانه می‌کرد با خیار قاطی می‌کرد آووکادو رو با چنگال له کرد روش عسل ریخت گردو خرد کرد خلاصه که بساطی داشتیم ولی بهش گفتم این تو و این آشپزخانه من هم نمیام به دلیل مشخص امر و نهی ها !! فقط آشپزخونه رو همینجوری که تحویل گرفتی تحویل من بده.

دوتا ظرف ماسک صورت درست کرد فرد اعلی بعد میرفت می‌زد به صورت این باربی‌ها گفتم ای مادر چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامه بیا بزن به صورت من خب!

ولی عجب معجونی ساخته بود دخترم انقدر عالی بود که نگو و نپرس.