آیدا و بازیهای محلی
لحظاتی در زندگی هست که بچه ها با داشتن یک دنیا اسباب بازی و عروسک به شکل سرگردان و آویزان به همراه کاسه "چه کنم" در دست سمت شما میآیند و میپرسند حالا چی بازی کنیم؟!
این موضوع در مواردی که مهمان هم داریم و بچه مهمان هم سن و سال دختر شما هم هست باعث رویش شاخ روی سر والدین میشود که ای بابا دوستت اومده باهم بازی کنید این همه وسیله !!
و اینجاست که پیشنهادات شما یکی پس از دیگری به تیر دروازه اثابت میکند !
از اونجایی که مهمان چند روز پیش ما یک دختر اصفهانی بود قرار شد که کلاغ پر به روش اصفهانی بازی کنند به همان شکل و شمایل و سبک و سیاق اصفهانی با این تفاوت که وقتی اشتباه دستت رو بالا ببری شعر دیگری با لهجه اصفهانی میخوانند به این شکل که شخص باید سرش را میان دستانش بگیرد و خم شود و اوستا روی پشت او ضرب میگیرد که :
تاپ تاپو ناقاره تاپو پشت تاپو برنج کوبه ! هر چی گفتم کم بخور بیمار میشی از پنجنا نون بیکار میشی ! سیخس؟ یا سهپایهس؟ یا گُنبِذ؟ یا کلکچی؟ یا آینه قدی؟
بعد اوستا باید دستش رو به صورت یک انگشتی برای سیخ ! سه انگشتی برای سه پایه به شکل کاسه مقعر برای گنبد ! کاسه محدب برای کلک ! و پنجه ایستاده برای آینه قدی نگه دارد و اونی که سرش پایین گرفته باید تشخیص بده که مورد سوال چی هست.
(با تشکر از نوشین عزیز و مادرشون برای توضیحات تکمیلی)
شاملو چنین میگوید: