آیدا و اولین تجربه بادمجانی
این هفته به خاطر spring break همه کلاسهای فوق برنامه نظیر اسکیت روی یخ و پیانو و دراما تعطیل بودند
و این یعنی مامان یک کاری کن !!
دیروز باهم پیتزا درست کردیم قرار بود کیک هم درست کنیم که نشد !
امروز هم گفت یک کاری کنیم؟ یک چیزی باهم درست کنیم ؟کمک نمیخوای ؟
منم داشتم خریدها رو جابهجا میکردم و بادمجانها رو گذاشته بودم پوست بگیرم...
گفتم میخوای بادمجون پوست بگیری؟( یک لحظه به ذهنم رسید که چجوری حرفمو پس بگیرم ! اما دیگه گفته بودم) ! ذوق زده گفت :بله! میشه؟؟
و بدین صورت با کمک پوستکن سبزیجات (بدون استفاده از چاقو) برای من کلی بادمجون پوست گرفت ...

اولین بادمجون رو که پوست میگرفت پوستش تکه تکه جدا میشد و به صورت نواری, کنده نمیشد ! برای دومی خیلی بهتر شده بود و کشف هم کرده بود که وقتی از سمت تیغه پوستکن استفاده میکنه پوستش در میاد وقتی از اونوری میزنه جوسش !!! در میاد (juice) ....برای بعدی دیگه کاملا مسلط شده بود و من هم دست از کار کشیدم چند تا عکس ازش گرفتم و خیلی جدی بهم گفت که همه بادمجونها رو پوست میگیره و من بهتره برم فکر کنم که بعد از این چه کاری میتونم بگم آیدا انجام بده!!!!
دستت درد نکنه دخترم ! با این که زیر دستت دستمال پهن کرده بودم ولی کلی ذوق داشتی که دستات بادمجونی شدن :)
شاملو چنین میگوید: