آیدا و جشن نوروزی
البته با مقداری سرماخوردگی که درون ما رسوب کرده بود و هنوز هم ادامه داره شبها صدای ساز و دهل که قطع میشود صدای انواع سرفه از خشک و تر از اقصا نقاط منزل بهخصوص اتاق بچهها به گوش میرسد...
جشن نوروزی به شکل سال گذشته بصورت پات لاک یا هرکی غذای خودش رو بیاره برگزار شد و با شرکت عمو نوروز و حاجی فیروز رنگ و لعاب بهتری گرفت

عمو نوروز به بچهها ده دلاری نو عیدی داد به همراه یک بسته کوچولوی کادویی
من فکر میکردم این توجه خاصی که به برنامههای زنده مثل تئاتر و نمایش داره اتفاقی باشه اما هم وقتی تو ایران باهم تئاتر رفتیم و هم اینجا دیدم که دیالوگهای خنده دار و جالب رو حفظ میکنه فکر کردم علاقه داره
تو این نمایش عمو نوروز سعی داشت که صحبت کردن حاجی فیروز رو تصحیح کنه به جای ناناحت بتونه بگه ناراحت برای همین هم میگفت بگو نا ....را...حت باز اون میگفت نا نا خت ! که باعث خنده و شادی بچهها شده بود...

شاملو چنین میگوید: